الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

11

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

را قرار نمىدهم تا مردم از او پيروى كنند . » اگر كسى بگويد اين آيه تنها بر وجود عصمت در زمان امامت دلالت مىكند و معصوم بودن قبل از آن ادعايى بى دليل است ؛ زيرا ( ظالم ) مشتق است و مشتق به حقيقتى گفته مىشود كه در حال ، به مبدأ خود نسبت داده شود . پاسخ اين است كه مراد از حال ، حال ثبوت مبدأ مشتق براى ذات و متّصف شدن ذات به آن مبدأ است . و مبدأ در اينجا ظلم است نه دستيابى به عهد . لذا ظالم عبارت است از ذات در هنگام ظلم ، اگر چه زمان اين اتصاف ، گذشته باشد . و اين ، مربوط به زمان ثبوت عهد و ( هنگام امامت ) نمىباشد . 7 . آيهء شريفهء * ( « أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » ) * ( 1 ) طاعت زمامدار ( اولى الامر ) را مانند طاعت خدا و رسول خدا ( ص ) به طور مطلق واجب مىنمايد . و چنين امرى جز با عصمت اولى الامر سازگار نمىباشد . زيرا فرد غير معصوم ممكن است گاهى امر به معصيت كند كه در آن صورت طاعت از او حرام مىشود . اگر در چنين صورتى نيز پيروى از او واجب باشد ، لازم مىآيد يك عمل ، هم واجب باشد و هم حرام و بدين ترتيب جمع ضدين پيش مىآيد . اين نظر نيز صحيح نيست كه گفته شود وجوب اطاعت از چنين فردى تنها در دايرهء طاعات است . زيرا علاوه بر آنكه با اطلاق آيه ناسازگار است ، با ظاهر آن نيز كه حاكى از بزرگ شمردن اطاعت از رسول خدا ( ص ) و اولى الامر كه آن را با اطاعت از خدا برابر قرار داده ، منافات دارد . زيرا تعظيم و تمجيد از شخص عاصى ناپسند است خصوصا كسى كه به انواع زشتيها آلوده باشد . گذشته از اينها ، وجوب پيروى در طاعات ، اختصاص به پيامبر و اولى الامر ندارد ؛ بلكه هر كس كه امر به معروف نمايد ، اطاعت و پيروى از او واجب است . لذا آيهء مذكور حاكى از آن است كه پيامبر و اولى الامر معصومند و جز به حق امر و نهى نمىكنند . فخر رازى در تفسير خود اقرار دارد كه آيهء مورد بحث دلالت بر عصمت اولى الامر دارد ، ولى گمان كرده است كه مراد از اولى الامر ، اهل اجماع هستند . در حالى كه اولى الامر بر كسى اطلاق مىشود كه داراى زعامت است ، و گذشته از آن ، ظاهر آيه نيز حاكى از عصمت تك تك آنان است نه مجموع آنها . زيرا ظاهر آيه ، اطاعت از يك يك آنان را واجب مىشمارد . علاوه بر اين ، عمل به مقتضاى اجماع به معناى اطاعت از اهل اجماع

--> ( 1 ) . نساء / 59 .